غول‌های علم زیست‌شناسی: روزالیند فرانکلین

 

این مطلب برای شما مفید بود؟ آیا آن را می پسندید؟


روزالیند السی فرانکلین، بیوفیزیکدان بریتانیایی و کریستالوگراف اشعه ایکس بود که تحقیقات بنیادین او برای کشف ساختار DNA کمک شایانی به واتسون و کریک کرد. داستان زندگی و کار روزالیند فرانکلین همچنان یکی از جنجالی‌ترین داستان‌ها است. در طول زندگی‌اش، او به دلیل مشارکت‌هایش در یکی از مهم‌ترین اکتشافات قرن بیستم، به قدر کافی به رسمیت شناخته نشد.

در کتاب «روزالیند فرانکلین: بانوی تاریک DNA» نوشتۀ برندا مدوکس، ، روزالیند را به عنوان «زنی که هدایای او قربانی شکوه مرد شد» توصیف می‌کند. تنها زمانی که مارپیچ دوگانه نوشته جیمز واتسون در سال ۱۹۶۸ منتشر شد، روزالیند شناخته شد.

روزالیند در سال ۱۹۲۰ در لندن در خانواده‌ی با نفوذ یهودی به دنیا آمد. عموی بزرگ او اولین یهودی بود که در کابینه بریتانیا جای گرفت. او در مدرسه دخترانه سنت پل، یکی از معدود مدارس لندن که علم را به دختران آموزش می‌داد، رفت. معلمان او را به عنوان “به طرز نگران کننده‌ای باهوش” توصیف کردند، که نشان دهنده نظر جامعه در مورد زنان با استعداد در آن زمان بود که از آن اغلب بعنوان یک ننگ یاد می‌شود. بنابراین، از سن ۱۲ سالگی، زمانی که روزالیند تصمیم گرفت دانشمند شود، مسیر آسانی نداشت. او نه تنها در دوران به قدرت رسیدن هیتلر یهودی بود، بلکه زنی باهوش بود که می‌خواست در حوزه‌ای که تحت سلطه‌ی مردان است، کار کند.

روزالیند در سال ۱۹۳۸ در کالج نیونهام، کمبریج تحصیل کرد و در آنجا مشغول به کار شد و  تخصص شیمی، شیمی تکمیلی، فیزیک، ریاضیات و کانی شناسی (زیر مجموعه‌ای از زمین شناسی تخصصی در شیمی) را فرا گرفت.

جنگ جهانی دوم به طرز چشمگیری دوران او در دانشگاه را تحت تاثیر قرار داد. او از بی‌تفاوتی کمبریج به جنگ و عدم صلح‌طلبی همسالانش به شدت ناراحت شد. او زمان زیادی را وقف جنگ کرد و ابتدا به عنوان یک نگهبان حملات هوایی لندن خدمت کرد و سپس برای انجمن تحقیقاتی استفاده از زغال سنگ بریتانیا برای تحقیق در  شیمی- فیزیک کربن و زغال سنگ کار کرد.

بسیاری از اساتید دانشگاه روزالیند برای کمک به جنگ فراخوانده شدند و تعدادی از پناهندگان برای تحصیل به دانشگاه آمدند. یکی از پناهندگان، دانشمند فرانسوی آدرین ویل، دوست صمیمی فرانکلین شد. آدرین بعداً به رزالیند کمک کرد تا به آزمایشگاه مرکزی خدمات شیمیایی del’Etat در پاریس، جایی که او برای اولین بار شروع به کاوش در مفهوم کریستالوگرافی اشعه ایکس کرد، وارد شود.

با این حال، روزالیند مشتاق بازگشت به انگلستان بود و در سال ۱۹۵۱ در کنار موریس ویلکینز در کینگز کالج لندن کار کرد. متأسفانه این دو نفر رابطه کاری بسیار ضعیفی داشتند و پیشرفت آنها به میزان قابل توجهی کاهش یافت.

بنابراین، روزالیند تصمیم گرفت به تنهایی با دانشجوی دکترای خود ریموند گاسلینگ کار کند و با هم تصویر پرتو ایکس “عکس ۵۱” را تولید کردند که ساختار مارپیچ دوگانه DNA را آشکار کرد.

با این حال، در سال ۱۹۵۳ موریس بدون اطلاع روزالیند این تصویر را با جیمز واتسون و فرانسیس کریک به اشتراک گذاشت. این عمل به جیمز و فرانسیس کمک شایانی در تعیین ساختار DNA کرد. آنها چند ماه بعد یافته‌های خود را در مجله نیچر چاپ کردند.

عکس شمارۀ ۵۱

حتی تا به امروز، به طور قطع مشخص نیست که آیا روزالیند می‌دانست که داده‌هایش به اشتراک گذاشته شده است یا اینکه در رقابت برای کشف ساختار DNA از او پیشی گرفتند.

او هرگز نمی‌دانست که چقدر به مدل DNA نزدیک شده است و مدل جیمز و فرانسیس را به عنوان یک فرضیه دارای مغایرت معتبر می‌دانست. بعدها به مطالعه ویروس‌های گیاهی در کنار  ارون کلوگ پرداخت، که کار مشترک آنها در بررسی ساختار ویروس‌های گیاهی و حیوانی منجر به دریافت جایزه نوبل ۱۹۸۲ شد. در سال ۱۹۵۶، روزالیند به سرطان تخمدان مبتلا شد. به مدت ۱۸ ماه با این بیماری مبارزه کرد و در همین دوره نیز از کار در آزمایشگاه کناره گیری نکرد. متاسفانه او در آوریل ۱۹۵۸ در سن ۳۷ سالگی در نبرد با سرطان جان خود از دست داد. در سال ۱۹۶۲، جیمز واتسون، فرانسیس کریک و موریس ویلکینز به خاطر کارشان در زمینه DNA جایزه نوبل پزشکی را دریافت کردند. تقدیری که روزالیند باید در آن سهیم می‌‌شود، اما متأسفانه این جایزه به افراد فوت شده تعلق نمی‌گیرد. به گفته زندگی‌نامه نویس او، روزالیند هرگز از نقش مهمی که «عکس ۵۱» او در کشف مارپیچ دوگانه ایفا کرده بود، خبر نداشت.


منبع: وب سایت YourGenome 

ترجمۀ مقاله: سرکار خانم پروین مقدم

۰

دیدگاه شما

بدون دیدگاه

شبکه‌های اجتماعی ما: